ميرزا شمس بخارايى
124
تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى
اگر چه هفده مرحلهء زندگانى را پيموده بود ، ولى جوانى بىهوش و راى بود ، لياقت حكمرانى را نداشت . چون رحيم خان او را به سلطنت انتخاب كرد ، دولت كوشبيگى و بزرگان ديگر ياراى تخلّف او را نكرده از رحيم خان تمكين نمودند . پس عبد اللّه خان اسبابى و آلتى بود در دست رحيم خان كه از گفتهء او تجاوز نمىتوانست . اسم حكمرانى با وى بود و رسم با رحيم خان ؛ بر هر چه فرمان مىكرد ، تمام رجال بخارا اطاعت و تمكين داشتند . رحيم خان كه در زمان سابق رحيم بيگ بود ، در حكمرانى ابو الفيض خان لقب آتاليقى يافته و استقلال زيادى حاصل نموده بود . پس از ابو الفيض خان مدّت نه سال در خدمتگزارى عبد المؤمن خان مىزيست و مدّت قليلى در زمان عبد اللّه خان به سر برد . پس از عبد اللّه خان اسم خانى بر خود نهاده دو سال مستقلّا به حكمرانى بخارا مشغول بود تا اينكه به درد ورم جگر جهان را بدرود گفت . مدّت ناخوشى او سه شبانه روز طول كشيد . گرگريف مورّخ روسى چنين مىنگارد كه ، چون در سنه 1160 هجرى بار « 1 » سفر از بخارا بر بستم ، امير بخارا عبد المؤمن خان را بر تخت حكمرانى گذاشته به عزم روسيه عزيمت نمودم ؛ تحفهاى كه از بخارا با خود داشتم چند قطعه مسكوكات آنجا بود . مورخ ديگر مىنگارد : چون نادر شاه در سنهء 1840 لشكر به بخارا كشيد ، بعد از تسخير بخارا رحيم بيگ را - كه شرح حالات وى نگاشته شده - ملتزم ركاب نموده با جماعت زيادى از اوزبيك به ايران آورد . رحيم بيگ با جماعت اوزبيك سالى چند در جرگ سپاه ايران به خدمتگزارى مشغول بودند . از قرارى كه مورّخين روسى نگاشتهاند مير حيدر در سنهء 1801 ميلادى به حكمرانى بخارا جلوس نموده و زمانشاه كابلى در سنه 1793 ميلادى حكمرانى افغانستان را بر عهده داشته و فتحعلى شاه قاجار در سنهء 1798 به تخت سلطنت ايران استقرار يافت ؛ و در جلوس محمّد على خان خوقندى پسر ناربوت بيگ به تحقيق معلوم نشد كه وى در
--> ( 1 ) . اساس : باز .